منِ ناشناس

توماهی ومن ماهی این برکه ی کاشی،اندوه بزرگیست زمانی که نباشی

بالن آرزوها خاطره شد

امشب بالاخره بادخترخاله ام رفتیم سروقت بالن آرزوهای پست قبل واز حیاط خلوت فامیلمون برِش داشتیم.اولین کاری که کردم قسمتی ازبالن که دوتاازخاطراتم بودرو پاره کردم وخیالم راحت شد وبعدش هم بالن رو دادم به دخترخاله ام تابه عنوان یادگاری نگَهِش داره.


+اصلافکرم ازبابت بالن راحت شد.خدایاشکرت.

مهرآ :)
۲۲ دی ۹۵ , ۲۳:۴۸
خدارشکر که پیداش نکردن:))))

پاسخ :

آره واقعا
پسر روانشناس
۲۳ دی ۹۵ , ۰۰:۴۸
دیدید گفتم نترسید هیچی نمی شه:)

پاسخ :

ولی خب تااون موقع که تواون حیاط خلوت بودترس خاص خودشو داره.
gandom baanoo
۲۳ دی ۹۵ , ۲۰:۴۹
تا شب ندیدنش؟!!! ^__^
باز خوبه به خیر گذشته :)

پاسخ :

نه خداراشکر

فراکنده **
۲۴ دی ۹۵ , ۲۰:۴۳
عجیبه که تو تراشون پیدا نکردن.. چطوری گرفتید؟:)

پاسخ :

تو تراس نبود
توحیاط خلوت بود.
خونشون از اون خونه های تقریباقدیمیه وحیاط خلوت آخرحیاطه وزیادتوش نمیرن.والبته ماجراهای خاص دیگه ای بودکه نشدبگم.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan