منِ ناشناس

توماهی ومن ماهی این برکه ی کاشی،اندوه بزرگیست زمانی که نباشی

میرم که از دیوانه بازی دست بردارم


قبل شروع بایدبگم که عنوان این پست برمیگرده به تصمیمی که همین چنددقیقه پیش گرفتم وبایدباهاش کناربیام(نمیدوم میتونم یانه)وهیچ ربطی به خاطراتی که مینویسم نداره(شایدم داشته باشه ولی خب کسی متوجه نخواهدشدمطمئننا).


دیروز بافاطمه رفتیم دانشگاه،اوین کلاسمون فارسی عمومی بود.حدودبیست نفراومده بودن واستادمون هم استادخوبی بودوگفت هرکس هرشعری که بلدِ بخونه که منم دو شعرخوندم که درادامه مطلب میذارمشون.موقع خوندنشون خیلی استرس داشتم آخه از حرف زدن تو کلاس دانشگاه جلوی دیگران خیلی جالت میکشم ویکی از ترسناک ترین کابوسام ارائه هایی هستندکه ترم بعدگریبان گیرم میشن.میخوام تلاشموبکنم تا توکلاس ادبیات بتونم توی بحث هاشرکت کنم وخجالتم از بین بره.

+فاطمه دوستم میگه وقتی استرس داری(مثل دیروز سرکلاس فارسی یا ترم قبل سرکلاس انگلیسی)تُن صدات بلندمیشه.که البته خودمم قبول دارم وحتمابایدتموم تلاشمودرجهت رفع ای مشکل انجام بدم.اخه وقتی استرس دارم یاخجالت میکشم صدام میگیره ونمیتونم حرف بزنم بخاطرهمین موقع حرف زدن برای اینکه صدام دربیادمجورم بلندترحرف بزنم(البته نه خیلی بلندا...ولی خب بلندِ دیگه)

شنبه توی گروه کلاسیمون بچه هاگفتن کلاساتشکیل نمیشه وخیلی ها هم گفتن نمیان دانشگاه.منم پرسیدم که واقعایعنی تعطلیله ویکشون گفت:بله(همین یکیشون چون فکر میکرد دانشگاه تعطیله قصدنداشت این هفته رو بیاد دانشگاه).
منم گفتم:کی گفت که تعطیلِ(میخواستم مطمئن شم)
و اونم گفت:بچه هاگفتن...حالاشمامیخوای یکم تحقیق کن تامطمئن بشید(نمیدونم مسخره کرد یاجدی گفت...ولی بهش نمیخوره آدمی باشه که مسخره کنه).
گذشت ومن یکشنبه بادوستم گفتیم پوسیدیم ازبس توخونه موندیم بیابریم دانشگاه فوقش کلاساتشکیل نمیشه،میریم کناردریا.که دانشگاه دوتاازکلاسای صبح تشکی شد وبعدش چون حوصلمون نبودبمونیم واسه کلاسای بعدزظهربخاطرهمین اومدیم خونه.
بعداز دانشگاه تو گروه کلاسیمون پیام دادم وگفتم :((امروز کلاس تشکیل شد وهرکلاسم بیست نفری اومده بودن ودانشگاهم تعطیل نیست)).

امروز صبح موقعی که داشتم وارددانشکده علوم پایه میشدم دیدم همونی که گفته بود بریدتحقیق کنید تامطمئن تر بشیدهم اومده بود دانشگاه (توکلاس من نبود)ولی در کل کلاساتشکیل نشد :(  (الان بنظرتون این فرد منو فحش میده که اول صبح کشوندمش دانشگاه؟)
+یعنی چندنفردیگه بخاطرپیام(دانشگاه تعطیل نیست )من اومدن دانشگاه ومنونفرین کردن؟

++فرداهم قصد دارم برم دانشگاه چون چندتااز کلاسای فردا رو مطمئنم که تشکیل میشن.
+++از قورباغه های دانشگاه عکس گرفتم(کلیــــــــک).

++++تو دانشگاه ما برعکسِ...هفته ی اول دانشجوسرکلاس حاضرمیشه ولی استادنمیاد.

+++++امروز با دوستم مریم رفتیم کناردریا(نزدیک دانشگاهمون).

   

 

شعرهایی که درجواب شعر اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا... رو خوندم.


اگرآن کُرد گروزی بدست آرد دل مارا
به او بخشم سر و پا و تن وجان را
جوان مردی بدان باشدکه ملک خویشتن بخشی
نه چون حافظ که میبخشد سمرقندوبخارا را


اگر آن مهرخ تهران بدست آرد دل مارا
به او بخشم تمام روح ومعنا را
سر و پا و تن وجان رابه خاک گور میبخشم
نه به آن مه لقای ما که شور افکنده دنیارا

+بعداز شعرخوندن استادگفت واسه معشوق .....(اسم شهرمون) شعری نخوندن؟ ولبخند:)
++لبخند استاد به منوفاطمه بعداز شعر  خوندن جای تامل داشت. :)
+++عکاس همه عکس هاخودمم(ببینید و راضی باشید).

گریزان هستم
۱۸ بهمن ۹۵ , ۱۴:۳۸
قورباغه:|

پاسخ :

:|
یه بنده خدا ... ....
۱۸ بهمن ۹۵ , ۱۵:۲۵
خوش بگذره

پاسخ :

ممنون:)
محبوبه شب
۱۸ بهمن ۹۵ , ۱۹:۰۲
هعععیییی چی یهو دلم دریا خواست 😭

عخییی چی کوچولوین ^_^ (منم ازینا زیاد دیدم :دی)

+آره حتما رو خودت کار کن تا بتونی تو جمع ریکس تر صحبت کنی :)

پاسخ :

:)
تزه چند روز پیش کوچیک تر بودن الان بزرگ شدن دیگخ
+دارم تمرین میکنم:)
آرزو ﴿ッ﴾
۱۸ بهمن ۹۵ , ۲۰:۴۰
خدا کنه همه‌ی کلاسای فارسی عمومی اینقدر باحال باشن، من گذاشتم واسه ترم بعد.
منم خجالت می‌کشم از حرف‌زدن و اظهار نظر کردن و ارائه‌ هم!
بیچاره اوشون!
تا حالا بچه‌قورباغه ندیده بودم!
شعرا هم قشنگ بودن :))

پاسخ :

ترم بعدارائه زبان تخصصی داریم،بهش فکرمیکنم دلم میخواد از دنشگاه فرارکنم.خداکنه تا اون موقع یکم بتونم به صحبت کردن توی جمع مسل بشم.
چرا بیچاره اوشون؟
ممنون:)
آرزو ﴿ッ﴾
۱۸ بهمن ۹۵ , ۲۳:۱۲
زیاد نگران نباش، همه کاملا درکِت می‌کنن، البته خودمم هنوزم می‌ترسما ولی اینا واسه قبلشه، به‌موقعش فقط به مطالب درس فکر می‌کنی و اصلا یادت میره بترسی:دی

چون اول صبح الکی اومده‌بوده دانشگاه!
محبوبه شب
۱۹ بهمن ۹۵ , ۰۱:۳۴
مرسی عکاس ❤

پاسخ :

خواهش:)
پسر روانشناس
۲۲ بهمن ۹۵ , ۲۱:۴۲
شما نیتتون خیر بوده ، به نظر من که تقصیری ندارید 
عکس های زیبایی گرفتید ، 

پاسخ :

البته بعضی ازکلاسا مثل ریاضی،ادبیات،مبانی کامپیوتر تشکیل شد.و همون فرد رو چندروزبعد(روز چهارشنبه)  توی دانشگاه دیدم.حتماکلاسی داشته که تشکیل می شده که اومده بود دانشگاه دیگه.
+مرسی:)
فراکنده **
۲۹ بهمن ۹۵ , ۱۰:۲۶
شعر خوندن سر کلاس کاری که فرار میکردم

پاسخ :

متاسفانه ماراه فراری نداریم.ولی خب یکم واسم عادی شده دیگه.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan