منِ ناشناس

توماهی ومن ماهی این برکه ی کاشی،اندوه بزرگیست زمانی که نباشی

این روزای قبل از عید


به احتمال زیادپنج شنبه عصر بادوستم نیلوفر بریم کنار دریا وفلافل سلفی بخوریم.(از همون ساندویچ فروشای دست فروشی که روی به روی میداف هستن.به قول مریم میخوایم بریم جلوی میداف).

این چند روز درس رو کلا تعطیل کرده بودم ونشسته بود پای شهرزاد دیدن.روزی چهار یا پنچ قسمت نگاه میکردم.فقط دو قسمت دیگه مونده که اونو را دیگه فرانگاه میکنم.واقعا فیلم قشنگیه.


امروز آخرین روزی بودکه رفتم دانشگاه.کلاسا خلوت بودن و خیلیا رفته بودن شهرشون.دانشگاه شلوغ رو خیلی بیشتر دوست دارم. دانشگاه با دانشجوهاشِ که جون میگیره.


+سال قبل این موقع ها استرس کنکور و خیلی چیزای دیگه رو داشتم.کارم شده بود هرشب گریه کردن از این آینده نامعلومی که همش قراره به وسیله ی کنکور رقم بخوره.یه در صد هم به این روزا فکر نمیکردم.به اینکه دانشگاهی که خیلی دور از دسترس میدیدمش الان شده خونه دومم.ومن چقدر عاشق این خونه دومم هستم.خدایا خیلی چاکرتم.مرسی مهربونم.


++میداف ی رستوران بزرگ وتاپِ که غذاهای خیلی خوشمزه وگرونی داره و من مریم پول نداریم که بریم همچین رستورانی(یعنی داریما ولی خب که دلش میاد پول چند ماتوجیبیشو که قصد داره باهاش  یه انگشترظریف طلابخره رو ناقص کنه فقط واسه یه پُِرس غذا).روبروی میداف فلافی فروشی سلفی هست که همیشه میریم اونجا ساندویچ میگیریم وخداییش کِیف دنیا رو هم میبریم:)


*عکس هایی که تواین پست گذاشتم رو چندهفته قبل که بانیلوفررفته بودیم کنار دریا گرفتم.صبح بود وهوا عالی.




محبوبه شب
۲۳ اسفند ۹۵ , ۰۰:۲۵
دریا :'(

پاسخ :

گریه چرا؟
:)
محبوبه شب
۲۳ اسفند ۹۵ , ۰۳:۵۰
یه زمانی عاشقش بودم ولی دیگه دوسش ندارم.

پاسخ :

چرا؟
دریا که خیلی خوبه.البته دریای خلیج فارسا نه دریای خزر.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan