منِ ناشناس

توماهی ومن ماهی این برکه ی کاشی،اندوه بزرگیست زمانی که نباشی

سردنده شکسته:)

http://daneshjood.persiangig.com/image/IMG_0239.JPG



امروز دومین جلسه آموزش عملی رانندگیم بود.از رانندگیم همین قدربگم که وسطای آموزش(پشت فرمون بودم)مربی گفت از دنده دو برو دنده یک.نمیدونم چی شد ولی موقعی که داشتم دنده رو تعویض میکردم سردنده شکست.(قسمت دایره هست که دست روش میذاریم،اون توی جا در اومد).

مربی اولش حواسش نبود،من یه دستم به فرمون بود و یه دستمم قسمت شکسته دنده رو گرفتم سمت مربی.اونم مثل کسایی که انگارشوکه شدن و یه لحظه نمی دونن دورو برشون چی شده اول یه نگاه به دستم کرد بعدیهو گفت چیکار کردی؟ 0_0

تااینوگفت منو ومامانم شروع کردیم خندیدن.چنددقیقه فقط داشتیم می خندیدیم.خودمربی هم باهامون شروع کردبه خندیدن وگفت واقعاچطوری این کارو کردی؟


+آخرسر خودمربی دنده رو جا زد سرجاش.

++من و مامانم همچنان بهداز گذشت چندساعت ازاین واقع از شکستن دنده خندمون میگیره.

+++خداراشکر مربیم آدم خیلی خوب و خوش اخلاق و در عین حال جدی هست.خداکنه بعداز تموم شدن کلاسا بتونم خوب رانندگی کنم.

لوسی می
۱۸ تیر ۹۶ , ۲۰:۰۴
:))
حالا خودمونیم چطوری این کار روکردی؟ :)

پاسخ :

خودمم نمیدونم:)
یهوبه فقط دیدم دنده تو دستمه:)
پشمآلِ پشمآلو
۱۹ تیر ۹۶ , ۱۹:۲۹
خدا اخرشو به خیر کنه:دی

پاسخ :

:)
منتظر اتفاقات خوب (حورا)
۲۵ تیر ۹۶ , ۱۶:۰۰
دوران یادگیری رانندگی، از خاطرات خوب زندگیمه!!
چقدر مربیم حرص میخورد:)))

پاسخ :

مربی منم خیلی حرص میخوردبنده خدا. ولی خیلی اوقات به روی خودش نمی آورد و وقتایی هم که خیلی عصبانی میشداز ماشین پیاده میشدوبع صورتش آب میزد.
gandom baanoo
۰۵ مرداد ۹۶ , ۱۴:۱۵
آزمون دادی؟؟ قبول شدی؟؟
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan