منِ ناشناس

توماهی ومن ماهی این برکه ی کاشی،اندوه بزرگیست زمانی که نباشی

آقای شین:)

یه دانشجوی پسر هم رشته ای و هم ترم داریم که تقریبا 99درصد هم ترمیا ازش بدشون میاد.از همون روزای اول ترم اول همه با یه حالت مسخره ای فامیلشو صدامیزدن البته پشت سرش(آقای شین).
این آقای شین هنوزم که هنوزِ همه به مسخره میگیرنش(البته بازم تاکید میکنم در مقابلش همه بهش احترام میذارن ولی پشت سرش حتی فامیلش رو هم با حالت مسخره ای تلفظ می کنن و اسمش که توی جمع میاد همه خنده اشون میگیره.البته فک کنم خودش از این قضیه چیزی بدونه).
من خودم بااین شخصه این آقای شین مشکلی نداشتم و ندارم چون کلا با پسرای کلاسمون در حد سلامم حرف نمیزنم و برخوردی باهاشون نداشتم که بدونم هرکدوم در چه حد باشخصیتن.
اما خب با توجه به تعارف دیگران یه عده از هم کلاسی ها جنتلمن شناخته شدن و این آقای شین هم یه جورایی خَز.
یه با با دوستم سوار اسانسور شدیم و یکی از هم کلاسی های به ظاهرجنتلمن هم سوار شد.من و اون جنتلمن روبه روی هم کنار درس آسانسور ایستاده بودیم(واسه خروج از آسانسور در اولویت یکسان بودیم).وقتی آسانسور به طبقه موردنظررسیداین همکلاسی قانونladies firstرو که رعایت نکرد هیچ،تازه انگار واسه خارج شدن از آسنسور مسابقه گذاشته باشن بدون هیچ ببخشیدی پریدبیرون.

چندروز پیش یکی از همکلاسی ها داشت آقای شین رو مسخره میکرد.بهش گفتم چرا همه شین رو مسخره میکنن؟درحالی که خیلی آدم ساکت و آرومیه و اصلا توی دانشگاه ندیدم به کسی بی احترامی کنه و حتی خیلی آروم میاد سرکلاس و خیلی آروم تر میره جوری که خیلی اوقات حضورش اصلا احساس نمیشه.
دوستم گفت آره راست میگی این آقای شین بخاطر مدل لباس پوشیدن عجیبش همه فکر میکنن عجیب غریبه ولی واقعا این جور نیست ولی خب مسخره به نظر میرسه.

(اولین برخورد من با آقای شین بعدازیکسال و نیم دانشگاه) چند روز پیش من و آقای شین و دوستم توی یه آسانسور بودیم.آقای شین جلوتر از ما کنار در آسانسور ایستاده بود(اولویت پیاده شدن با اون بود)موقعی که آسانسور به طبقه ای مورد نظر رسید آقای شین اومد عقب تر و یکم حالت احترام گرفت و توی سکوت سرش رو انداخت پایین و منتظر شد ما اول بریم بیرون.این حجم از احترام رو از آقای شین انتظار داشتیم.ولی خب نظرمون نسبت بهش خیلی عوض شد و فهمیدیم که شخصیت افراد به حرف دیگران و لباسشون نیست.

*آقای شین طرز لباس پوشیدنش خیلی خیلی عجیب و در محیط دانشگاه خیلی خنده داره
+امروز ظهر یه خبر ناخوشایند شنیدم که حتی نتونستم کنار درنماز خونه دانشگاه خودمو کنترل کنم وگریه کردم.دوستمم با من شروع به گریه کرد.کلاسمون شروع شده بود و باید میرفتیم کلاس.بخاطر همین سریع اشکامون رو پاک کردیم و با حالتی داغون و روحیه ای خراب به سمت دانشکده موردنظرحرکت کردیم.تو اوج غم و غصه هام بودم که یهو آقای شین رو که تو فاصله تقریبا زیادی ایستاده بود رو در نگاه اول فقط از روی تیپ عجیبش شناختم.تو اون لحظه غمم که یادم رفت هیچ از خنده داشتم منفجر می شدم:)
واقعا وقتی دیدیم بیشترناراحتیم رفت و روحیه ام شاد شد.
دوستم میگفت خوش به حال خود آقای شین،ما یه لحظه تو ناراحتیمون دیدیمش و حالمون خوب شد اون خودش هر روز که خودشو تو آینه می بینه روحیه میگیره.

++آقای شین خیلی خیلی خوبه.
پشمآلِ پشمآلو
۲۷ مهر ۹۶ , ۰۶:۳۸
MR SHIN FOR PRESIDRNT!

پاسخ :

:)
آرزو ﴿ッ﴾
۲۷ مهر ۹۶ , ۰۹:۰۳
دوستت عجب حرف جالبی زده. :)

پاسخ :

آره واقعا
:-)
آرام :)
۲۷ مهر ۹۶ , ۱۳:۵۳
چه اتفاقاتی:)

واقعا نمیشه روی لباس و لهجه تعیین شخصیت کرد.
موفق باشی:)

پاسخ :

متاسفانه مردم هرکسی رو که ادای باشخصیت بودن در میاره رو باشخصیت میدونن.
یگانه زهرا
۰۷ آبان ۹۶ , ۲۱:۰۳
جالبه

پاسخ :

آری
علی آقا:)
۱۹ آبان ۹۶ , ۱۹:۵۵
من نداشتم،اینجوردوستی تودانشگاه ولی من هرکسی
که باشه،قابل احترامه برام ونمیزارم سوژه خنده بشه
وسریع به بهترین شخص دانشگاه نه کلاس تغییرش
میدادم....

پاسخ :

ایشون دوست ما که نیست ولی خب کلا همه سوژه اش میکنن و خودشم تاحالا ابراز ناراحتی نکرده.
کلا ایشون دیدگاه هاشون خاصه و این باعث خنده دیگران میشه.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan