منِ ناشناس

توماهی ومن ماهی این برکه ی کاشی،اندوه بزرگیست زمانی که نباشی

طعم بد :(

چندروزی می شد که دلم لک زده بود واسه یه سالادماکارونی تندوتیز مثل همیشه.

دیروز وقت آزادپیداکردم و رفتم وسایل موردنیازساخت یه سالادماکارونی خوشمزه رو خریدم.و وسایلش رو آماده کردم و گذاشتم واسه ی امروزعصر(چون ظهرماهی داشتیم و خوردن سس مایونز و ماه طبق گفته ی بزرگترهااصلاخوب نیست).

همین یک ساعت پیش بهش سس زدم و آماده اش کردم و یه بشقاب هم واسه خودم ریختم و باشوق خیلی زیادی اومدم توی اتاقم و شروع کردم به خوردن.چشمتون روز بدنبینه یه طعم آبلیمویی میدادکه نگو و نبین.حالم بهم بخورد از طعمش.اصلامعلوم نبوداین طعم از کجاپیداش شد اصلا.

الان توی وضعیتیم که از سلادماکارونی نفرت دارم.و دیگه فک نکنم بسازمش:(


+لازم به ذکره که همین امروزصبح داشتم از طعم خوشمزه سالادماکارونی و اینکه هیچ چیزی بیشتراز سالادماکارونی خوشحالم نمی کنه میگفتم.

++به عشق و نفرت توی یه لحظه معتقدشدم.

رانندگی



امروز سومین باری بود که امتحان شهری رانندگی شرکت کردم و قبول شدم.اونقدر خوشحال بودم که دلم میخواست جیغ بکشم:)

کارای پستی گواهینامه رو هم انجام دادم و گفتن حدودا بیست روز دیگه گواهینامه ام میاد دم در خونمون:)

دوتاتابلومثلثی هم خریدم.چون قانون جدیدمیگه که باید موقع رانندگی این مثلثی هارو روی شیشه عقب و جلوی ماشین نصب کنیم.به نظرمن این تابلوها خیلی خوبه چون باعث میشه ماشین های دیگه مراعات بیشتری بکنند.


+عکس بالا تابلو مثلثیِ که من خریدم.


Designed By Erfan Powered by Bayan